من خستهام، تو خستهای آیا شبیه من؟ یک شاعر شکستهی تنها شبیه من
![]()
حتی خودم شنیدهام از این کلاغها در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من
![]()
امروز دل نبند به مردم که میشود اینگونه روزگار تو ـ فردا ـ شبیه من
![]()
ای همقفس بخوان که زِسوزتوروشن است خواهی گذشت روزی ازاینجاشبیه من
![]()
از لحن شعرهای تو معلوم میشود مانند مردم است دلت یا شبیه من
![]()
من زندهام به شایعهها اعتنا نکن در شهر کشتهاند کسی را شبیه من
![]()
نجمه زارع
برچسبها:
خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها
خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها
فاضل نظری

برچسبها:
الو سلام ، منزل خداست ؟ این منم مزاحمی که آشناست . هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست . شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است چرا به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست ؟ الو الو.... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد ، خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست ؟ چرا صدایتان نمی رسد ، کمی بلند تر، صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست ؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم ، شنیده ام که گریه بر تمام درد ها شفاست . دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم ، پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست . الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم ، دوباره زنگ می زنم ، دوباره ............تا خدا خداست!! دوباره ........... تا خدا خداست 
برچسبها:
خداوندِخدا؟
یکمصبر
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم آرامش
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم خوبی
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم رسیدن
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم راحتی
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم بی خیالی
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم خنده
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم امید
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم ایمان
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم دیدار
آمین..

خداوندِخدا؟
یکم اشک شوق
آمین...

آمین

برچسبها:
اگر کسی رو دوست داری رهایش کن
اگر به سویت برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده شکسپیر 
برچسبها:
اّخر ساعت درس یک دانشجوی دوره ی دکترای نروژی سوالی مطرح کرد:استاد
شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به اّخر کلاس مانده بود.من در جواب مطالبی را گفتم که روز به روز بیشتر به ان اعتقاد پیدا میکردم. به اّن دانشجو گفتم:جهان سوم جایی است که هرکس بخواهد مملکتش را اّباد کند خانه اش تخریب می شود و هرکس بخواهد خانه اش اّباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد. پروفسور حسابی
برچسبها:
براى پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابى نیرومند بیاید و از زمینت برگیرد و در
آسمانهایت پرواز دهد. بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و بروید و بکوش تا
اینهمه گوشت و پیه و استخوان سنگین را که چنین به زمین وفادارت کرده است،
سبک کنی و از خویش بزدایی، آنگاه به جای خزیدن، خواهی پرید. در پرنده شدن
خویش بکوش و این یعنى بیرون آمدن از زندانهاى اسارت.

برچسبها:
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش… شروع میکنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟ بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها! سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری… اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر. تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند 
برچسبها:
به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد نــشــد
کـه تـو رفــتـی و دلـم ثـانـیـه ای بـنـد نـشـد
بـا چـراغـــــی هـمه جـا گـشـتـم و گـشـتـم در شـهـر
هـیــچ کـس ! هــیـچ کـس ایـنجا به تـو مانـنـد نـشـد
خواسـتـنـد از تـو بگویـنـد شـبـی شـاعـرها
عـــاقـبـت بـا قــلــم شــرم نوشـتـنـد :نـشـد

برچسبها:

















